!به نوزدهمین جلسه از سلسله نشست‌های تحلیل رمان ـ اتحادیه‌ی صلصال خوش آمدید

اتحاديه صلصال سويدن

این نشست با حضور علاقمندان کتاب و ادبیات برگزار می‌شود. تحلیل و بررسی رمان «منظره‌ی پریده‌رنگ تپه‌ها» اثر «کازئو ایشی‌گورو» برای نوزدهمین نشست انتخاب شده است. از متن کتاب: «شاید فقط سکوت نبود که دخترم را به لندن راند. چون هر چند که ما هیچ‌وقت برای مدتی طولانی در مورد مرگ کِیکو حرف نمی‌زدیم، ولی او از ما دور نمی‌شد. وفت حرف زدن همیشه بالای سرمان بود و اطراف‌مان چرخ می‌زد. کیکو برخلاف نیکی یک ژاپنی اصیل بود، و خیلی از روزنامه‌ها به سرعت روی این موضوع انگشت گذاشتند. انگلیسی‌ها کاملاً معتقدند که نژاد ما میلی فطری به خودکشی دارد، و انگار دیگر هیچ توضیحی لازم نیست. همه‌ی آن چیزی که گزارش کردند، این بود: یک ژاپنی در اتاقش خود را حلق‌آویز کرد

Publicerat i Radio Salsalرادیو صلصال | Lämna en kommentar

هجدهمین جلسه از سلسله نشست های تحلیل رمان- اتحادیه‌ی صلصال

به هجدهیمن جلسه از سلسله نشست های تحلیل رمان ـ اتحادیه‌ی صلصال خوش آمدید
این نشست با حضور شخصیت های ادبی مقیم اوپسالا و استکهلم، با حضور دانشجویان برگزار می شود
رمان زمستان اثر سید ضیا قاسمی برای هجدهمین نشست انتخاب گردیده است

از متن کتاب

از کلکین به بیرون نگاه می‌کنم. به تاریکی غامضی که همه جا را گرفته است. چندم ماه است امشب که مهتاب در آسمان نیست؟ شبی که از پیش نفرهای جنرال گریختم مهتابی بود. مهتاب کامل نبود. اما آن‌قدر بود که در نورش پیش پاهایم را دیده بتوانم.
وقتی با مشت به دروازه کوبیدند، به بام برآمدم و خَپ‌خَپ‌‌، بام به بام از ‌خانه‌ها‌‌ گذشتم و خودم را تا نزدیک‌های سر کوچه رساندم. روی یکی از بام‌ها که نتوانستم تشخیص بدهم از کدام خانه است، سمت کوچه‌ی پشتی، به لبه‌ی بام رفتم. خم شدم و ته و بالای کوچه را نگاه کردم. تاریک بود. غیر از صدای گریه‌ی نوزادی از داخل خانه‌ای که روی بامش بودم، صدایی نمی‌‌شنیدم و در آن نزدیکی‌ها کسی هم دیده نمی‌شد. پایین دیوار را را نگاه کردم. دیوار زیاد بلند معلوم نمی‌شد. از داخل خانه صدای مرد خانه را شنیدم که گویا به زنش ‌گفت کودک را آرام کند. با دست‌هایم از سر دیوار بام محکم گرفتم و بدنم را به پایین لغزاندم. از دیوار آویزان شدم و خودم را در کوچه‌ انداختم

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

Statement of Afghan Associations in Europe Regarding the Peace Negotiations between the Delegation of the Islamic Republic of Afghanistan and the Taliban in Doha, Qatar

29 September 2020

We, the undersigned Afghan community and cultural associations in various European countries, welcome and support the opening of the intra-Afghan dialogue for a just and sustainable peace in Afghanistan. Furthermore, Afghan refugees play important roles in providing support for hundreds of thousands of children and needy families in Afghanistan and have for years worked to promote national unity and peace in the country. Afghans around the world can also play fundamental roles in supporting an inclusive and durable peace process.
While we maintain hopes that this process brings the violence to an end, like the people in Afghanistan, we also have serious concerns about ongoing violence and the prospects for the restoration of an exclusionary and discriminatory regime in Afghanistan. For these reasons, we highlight the following as integral to sustainable peace in Afghanistan:

  1. The formal opening of peace talks is a historic opportunity that must immediately lead to the cessation of violence in the country. We call on both sides to the conflict to agree on a comprehensive ceasefire that immediately ends casualties among the civilian population of the country.
  2. We call on both sides to clearly commit to the preservation of the fundamental rights of the citizens of the country, as enshrined in Chapter II of the constitution. The parties must clearly commit that they are not negotiating over the fundamental human rights of the people of Afghanistan, including freedom of expression, the rights of women, and the rights of ethnic and religious minorities.
  3. We call on the negotiating teams to commit to transparency, including through regular communication and consultation with the people, especially the victims of war and violence, as one of the fundamental principles of their negotiations.
  4. We call on both sides to ensure that any changes to the system of government in Afghanistan are based on the wishes of the people of Afghanistan.
  5. We also call on the United Nations, the United States, and the European Union to reiterate their support for the preservation of democracy and human rights in Afghanistan. These important achievements were made possible as a result of joint endeavors and sacrifices by the people of Afghanistan and the international community. Any agreement that jeopardizes human rights and the rights of women is unlikely to lead to durable peace in Afghanistan.
  6. We call on the international community to refrain from forcibly deporting Afghan asylum seekers and refugees due to the intensity of violence in Afghanistan and the uncertainty of the peace process in the country.

Signatories:

Afghan Association in Italy
Afghan Community Migration and Refugees in Greece
Afghan Lawyers Association in Europe
Ariana Association- Sweden
Bayani Association in Norway
Cultural Association of Afghans and Catalans in Barcelona- Spain
European Global Civil Society Organization
Faiz Mohammad Katib Cultural Center- Netherlands
Fanus Association Gutenberg-Sweden
Farda Cultural Club in Sweden
Finnish Afghan Organization
House Association- Sweden
Hazara Council of Great Britain
Hazara’s in Holland Communities
Katib Cultural Association- Denmark
Kolba dost Association in France
Kufa Institution- Germany
Meet friend Association Germany
Organization for Afghanistan’s Children- France
Paris Peace Association
Qalandar Association in Belgium
Saba Association- Switzerland
Salsal Union in Sweden
Salsal and shahmama Cultural Association- Switzerland
Sports and Cultural Association New start- Austria
Unaccompanied youth- Sweden
World Hazara Council in Sweden
Writers and Artists Association – Norway
Youth without border- Germany

اعلامیه‌ی انجمن‌های فعال مهاجرین افغانستان مقیم اروپا در خصوص انجام مذاکرات صلح میان هیأت جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان در دوحه
تاریخ: 8 میزان 1399

ما افغان‌هایی که در طی چهار دهه‌ی اخیر به دلیل جنگ و خشونت از افغانستان مهاجر شده و در کشورهای مختلف زندگی می‌کنیم، از آغاز گفتگوهای «بین الافغانی» برای صلحی پایدار و عادلانه حمایت می‌کنیم. ما جامعه‌ی مهاجرین علاوه بر این‌که نقش مؤثری در حمایت از صدها هزار کودک و خانواده‌ی نیازمند در افغانستان بر عهده داریم، سال‌ها برای ختم جنگ، صلح پایدار و وحدت ملی تلاش‌هایی مستمر کرده‌ایم و به این تلاش‌ها ادامه می‌دهیم.
با وجود امیدواری برای ختم جنگ، ما نیز در کنار مردم افغانستان نگرانی‌هایی جدی در خصوص ادامه‌ی خشونت‌ها و احتمال حاکم شدن یک رژیم تبعیض‌گرا در افغانستان داریم. به این دلیل، ما نمایندگان انجمن‌های فعال مهاجرین افغانستان مقیم اروپا نکات زیر را به عنوان مسایل حیاتی برای آینده‌ی افغانستان و یک صلح پایدار، مطرح می‌کنیم:

ما از هر دو طرف می‌خواهیم که برای جلوگیری از تلفات هموطنان بی‌گناه ما هرچه عاجل برای برقراری یک آتش‌بس سرتاسری توافق کنند. مذاکرات صلح، فرصتی تاریخی است که هرچه عاجل باید منجر به قطع خشونت شود.

ما از هر دو طرف می‌خواهیم که به صراحت به حفظ حقوق اساسی شهروندان کشور که در فصل دوم قانون اساسی مندرج شده است، به صورت واضح متعهد باشند. طرفین باید به صراحت متعهد شوند که در مورد حقوق اساسی انسانی مردم افغانستان، از جمله آزادی بیان، حقوق زنان و حقوق گروه‌های قومی و مذهبی، مذاکره نمی‌کنند و دست‌آوردهای 19 سال گذشته را حفظ می کنند.

ما از تیم‌های مذاکره کننده می‌خواهیم به اصل شفافیت، از جمله از طریق ارتباط و مشاوره‌ی منظم با مردم، به ویژه قربانیان جنگ و خشونت، به عنوان یکی از اصول اساسی مذاکرات، متعهد شوند.

ما از هر دو طرف می‌خواهیم که هرگونه تغییر احتمالی در چارچوب ساختمار حکومت باید بر اساس نظریات مردم افغانستان صورت بگیرد، نه بر اساس مصلحت‌های فردی و سیاسی.

در عین زمان، خواست ما از سازمان ملل و کشورهای ذی‌دخل دیگر مثل ایالات متحده امریکا و اتحادیه اروپا این است که از آن‌جایی که دموکراسی و حقوق بشر دست‌آورد مشترک مردم افغانستان و شرکای بین‌المللی آن است که برای آن قربانی‌های فراوانی داده شده است، آن‌ها در حفظ این دست‌آوردها مردم افغانستان را تنها نگذارند. ما هشدار می‌دهیم که یک صلح غیرعادلانه که در آن دموکراسی، حقوق بشر، آزادی بیان، حقوق زنان و برابری اقوام با خطر مواجه شود، منجر به ثبات و صلح پایدار نخواهد شد.

ما از جامعه‌ی جهانی می‌خواهیم که به دلیل شدت خشونت‌ها در افغانستان و عدم اطمینان از آینده‌ی روند صلح در آن کشور، از اخراج اجباری پناهجویان و مهاجرین افغانستان خودداری کنند.

(اتحادیه‌ی افغان‌های مهاجر و پناهنده (یونان) انجمن فرهنگی صلصال و شهمامه (سویس
( اتحادیه‌ی صلصال (سویدن) انجمن فرهنگی کاتب (دانمارک
( انجمن آريانا (اومیو، سویدن) انجمن قلندر (بلژیک
( انجمن آغاز نوین (اتریش) انجمن کلبه‌ی دوست (فرانسه
( انجمن افغان‌ها (ایتالیا) انجمن نویسندگان و هنرمندان (ناروی
( انجمن بیانی (ناروی) انجمن هزاره‌ها (هالند
انجمن جوانان بدون مرز (جرمنی) سازمان جهانی جامعه‌ی مدنی اروپا
( انجمن جوانان تنها آمده (سویدن) شورای جهانی هزاره (نمایندگی سویدن

انجمن حقوق‌دانان افغان در اروپا

انجمن خانه‌ی در سویدن (سویدن) کانون افغانستانی‌های فنلند
( انجمن دیدار دوست (جرمنی) کانون فرهنگی فردا (سویدن
( انجمن صبا (سویس) مرکز فرهنگی فیض‌محمد کاتب (هالند
( انجمن صلح پاریس (فرانسه) مؤسسه برای اطفال افغانستان (فرانسه
( انجمن فانوس (گوتنبرگ، (سویدن) نهاد کوفا (جرمنی
( انجمن فرهنگی افغان‌ها و کاتلان‌ها (اسپانیا

په دوحه کې د افغانستان اسلامی جمهوریت او طالبانو ډلې پلاویو ترمنځ
د خبرو پېلېدا په اړه اروپا کې د مېشتو کډوالو د انجمنونو اعلامیه

نېټه: ۸ تله ۱۳۹۹
موږ افغانان، چې د څلورو لسیزو جګړو او تاوتریخوالي له لامله، له افغانستانه کډوال شوي او په بېلابېلو هېوادونو کې ژوند کوو، د پایدارې او عادلانه سولې رامنځته کېدلو په خاطر د «بین الافغانۍ» خبرو له پېلېدا، ملاتړ کوو. موږ د کډوالو ټولنه، سربېره پردې، چې په افغانستان کې د سلهاوو زرو ماشومانو او اړمنو کورنیو د لاسنیوي او مرستې په کار کې اغېزمن رول په غاړه لرو، کلونه کلونه مو د جګړې د پای ته رسېدلو، دوامداره سولې او ملي یوالي لپاره پرلپسې هڅې کړي دي او دا هڅې لا روانې دي.
د جګړې پاې ته رسېدلو په اړه له هېلمندۍ په خوا کې، موږ هم د افغانستان په څنګ کې، د تاوتریخوالي د پاېښت، او په افغانستان کې د یوه نژادپاله رژیم له واکمنېدلو، په اړه سختې اندېښمن یو. په دې دلیل، موږ اروپا کې د افغانستان د کډوالو انجمنونو استازي، د افغانستان د راتلونکې او یوې پاېښت موندونکو سولې په اړه دغه ټکي مطرح کوو:

موږ د خپلو بې ګناه هېوادوالو د مرګ ژوبلې د مخنیوي په موخه له دواړو غاړو غواړو، چې ژر ترژره، د یوه سراسري اوربند په اړه موافقه وکړي. د سولې خبرې، یو تاریخي فرصت دی، چې ډېر ژر باید تاوتریخوالي ودروي.

موږ له دواړو غاړو غواړو، چې په ښکاره توګه د اساسي قانون په دویم فصل کې د هېوادوالو د اساسي حقونو د خوندیتوب په اړه، واضحې ژمنې وکړي. دواړه غاړې باید په صراحت سره ژمنه وکړي، چې د افغانستان د خلکو د اساسي حقونو، له هغې ډلې د بیان آزادي، د ښځو حقونه، د قومي او مذهبي ډلو حقونو او د تېرو ۱۹ کلونو لاسته راوړنو خوندیتوب په اړه ژمن دي.

موږ له خبرو کوونکو ټیمونو غواړو، د رونټیا اصل له مخې، له هغې ډلې، له خلکو په تېره بیا د جګړې او تاوتریخوالي له قربانیانو سره اړیکو او منظمو مشورو ته، د خبرو د یوه اساسي اصل په توګه، ژمن واوسي.

موږ له دواړو غاړو غواړو، چې د حکومت په جوړښت کې هر راز احتمالي بدلون باید د فردي او سیاسي مصلحتونو پر ځای، مخامخ د افغانستان د خلکو د نظریاتو پراساس وي.

ور سره هممهاله، د ملګرو ملتونو له سازمان، او امریکا متحده ایالاتو او اروپایي اتحادیې په څېر ذیدخلو هېوادونو څخه زموږ غوښتنه داده، له هغه ځایه، چې ولسواکي او بشري حقونه د افغانستان د خلکو او نړیوالو شریکانو، ګډه لاسته راوړنه ده،چې هغوی دې لپاره زیاتې قربانۍ هم ورکړي، نو ددغو لاسته راوړنو ساتلو په کار کې باید د افغانستان خلک یوازې پرېنږدي. موږ خبرداری ورکوو، یوه داسې ناعادلانه سوله، چې په هغه کې، ولسواکي، بشري حقونه، بیان آزادي او د ښځو حقونه له ګواښ سره مخ شی، پایداره ټیکاو او سوله نشي رامنځته کولای.

موږ له نړیوالې ټولنې غواړو، چې په افغانستان کې د تاوتریخوالي د شدت له امله او دغه راز په هېواد کې د سولې د بهیر د راتلونکې په اړه ډاډ نه لرلو له امله، د پناه غوښتونکو او کډوالو افغانانو له جبري اخراجه لاس واخلي.

Publicerat i Kultur, اطلاعیه | Lämna en kommentar

اولین دوره کورس های آموزشی باشگاه موفقیت

انجمن صلصال برگزار می کند

اولین دوره کورس های آموزشی باشگاه موفقیت
با مدیریت آزیتا رفعت

سمینار های

مهارت های زنده گی
اصول رهبری و تکنیک های سخنرانی
و برنامه کتاب خوانی
ظرفیت پذیرش محدود است

بدلیل محدود بودن پذیرش از علاقمندان خواهش می شود تا قبل از تاریخ ۱۵ سپتمبر ثبت نام نمایند

این باشگاه چه فعالیتهایی دارد؟

باشگاه موفقیت برنامه تدریسی است که با ارائه خدمات مختلف آموزشی و مشورتی به اعضائ خود کمک می کند تا از طریق افزایش مهارتهای خویش به توانمندی برسند و در مسیر پیشرفت و موفقیت قدم بردارند.

این باشگاه چه فعالیتهایی دارد؟

این باشگاه از طریق برگزاری سمینار، برنامه کتابخوانی و دعوت از سخنران مهمان تلاش می کند تا دانش و مهارت اعضای خود را ارتقاء دهد.

چه موضوعاتی در این باشگاه ارائه می شوند؟

این باشگاه در حال حاضر سه بخش اصلی را در نظر گرفته است. در ابتدا بر روی افزایش مهارت های فردی اعضاء تمرکز می شود که شامل مهارتهای زندگی می باشد و موضوعات زیر را آموزش می دهد: خودآگاهی، همدلی، مدیریت استرس، مدیریت خشم، ارتباط موثر، ارتباط بین فردی، مهارت تصمیم گیری، مهارت حل مشکل، تفکر خلاق و تفکر انتقادی. در بخش دوم؛ این باشگاه به موضوعات رهبری مانند دیدگاه، ماموریت، ارزشها، کار تیمی، حل تضاد و غیره پرداخته می شود. در آخرین بخش نیز اصول سخنرانی و مصاحبه آموزش داده می شود.

Seminarier:

Färdigheter för livet
Ledarskaps principer
Föreläsnings tekniker
Bokläsnings program

På grund av begränsade platser ber vi intresserade att anmäla sig innan 15e september.

Succéklubben är en kunskapsverksamhet som erbjuder olika råd och stöd till sina medlemmar i syfte att de genom ökade färdigheter kunna få bättre kapacitet för framgång.

Genom att hålla seminarium, bjuda in föreläsare, ordna bokläsning försöker succéklubben öka sina medlemmars kunskaper och färdigheter.

Klubben vill fullfölja insatsen i tre steg. I första steg ligger fokus på att öka individuella färdigheter för livet och jobba med självmedvetenhet, sympati, hantering av stress och ilska, fungerande kontakt, beslutsamhet, problemlösning, kreativitet och kritiskt tänkande. I nästa steg jobbar med ledarskapsfrågor såsom attityd, uppdrag, värden, teamarbete, konflikthantering osv. I sista steg undervisar tal – och samtals principer.

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

هفدهمین جلسه از سلسله نشست‌های تحلیل رمان- انجمن صلصال

به هفدهیمن جلسه از سلسله نشست های تحلیل رمان ـ انجمن صلصال خوش آمدید
این نشست با حضور شخصیت های ادبی مقیم اوپسالا و استکهلم، با حضور دانشجویان برگزار می شود
رمان ملت عشق اثر الیف شافاک برای هفدهمین نشست انتخاب گردیده است

بریده های از کتاب ملت عشق

پیمودن راه حـق کار دل است، نه کار عـقل. راهنمایت همیشه  دلـت باشد، نه سری که بالای شانه‌هایت است. از کسانی  باش که به نـفـس خـود آگاهـند، نه از کسـانی که نــفــس خـــود را نـادیــده مـی‌گیـرند. (کتاب ملت عشق – صفحه ۶۹)

تقریبا همه برنامه‌های آشپزی تلویزیون را تماشا می‌کرد، اما هیچ‌کدام به نظرش واقعی نمی‌رسیدند. این‌که در این برنامه‌ها غذا پختن را با «ابداع»، «خلاقیت»، حتی «دیوانگی» یکی می‌دانستند به نظرش عجیب می‌رسید. آشپزخانه آزمایشگاه که نیست! بگذار دانشمندان آزمایش بکنند، هنرمندها عجیب و غریب باشند! آشپزی اما چیز دیگری است. برای این‌که آشپز خوبی باشی، نه آزمایش لازم است نه دیوانه بودن! (کتاب ملت عشق – صفحه ۱۰۱)

شمس با همان لحن آرام و باوقار ادامه داد: «شاگر موقرمز، می‌گویی می‌خواهی به دریای تصوف قدم بگذاری، اما حاضر نیستی بهایش را بپردازی. این‌طوری نمی‌شود! برای یکی پول و ثروت تله اصلی است، برای یکی دیگر شهرت و مقام، برای دیگری تن و شهوت! انسان در وهله اول باید از شرّ چیزی خلاص شود که در این دنیا بیش‌ترین اهمیت را برایش دارد. این شرط اول قدم گذاشتن در این راه است. (کتاب ملت عشق – صفحه ۱۳۹)

زندگی عذابی تمام‌نشدنی است. انگار همیشه بین زندگی و مرگ گیر کرده‌ام، همیشه در برزخم. (کتاب ملت عشق – صفحه ۱۵۷)

هر انسانی به کتابی مبین می‌ماند در جوهره‌اش؛ منتظر خوانده شدن. هر کدام از ما در اصل کتابی هستیم که راه می‌رود و نفس می‌کشد. کافی است جوهره‌مان را بشناسیم. فاحشه باشی یا باکره؛ افتاده باشی یا عاصی، فرقی نمی‌کند؛ آرزوی یافتن خدا در قلب همه ما، در اعماق وجودمان پنهان است. از لحظه‌ای که به دنیا می‌آییم، گوهر عشق را درونمان حمل می‌کنیم. (کتاب ملت عشق – صفحه ۱۷۲)

عشق خدا به دریا می‌ماند. هر انسانی به قدر ذاتش از آن آب برمی‌دارد. این‌که هر کسی چقدر آب برمی‌دارد به گنجایش ظرقش بستگی دارد. یکی ظرفش خمره است، یکی دلو، یکی کوزه، دیگری پیاله. (کتاب ملت عشق – صفحه ۲۳۸)

انسان هرگاه نقص‌ها و عیب‌ها و هوس‌ها و اشتیاق‌های نفسش را شناخت و قصد کرد اصلاحش کند، آن زمان به سفری درونی می‌رود. از آن به بعد چشمانش نه رو به بیرون، بلکه رو به درون می‌چرخد. به این ترتیب گام‌به‌گام به منزل بعدی نزدیک می‌شود. این منزل، از منظری، درست برخلاف منزل پیشین است. در این‌جا فرد به جای آن‌که مدام دیگران را مقصر بداند، همیشه تقصیر را در وجود خودش می‌یابد. در هر واقعه‌ای خودش را می‌کاود و مقصر می‌داند. این پله، پله «عالمِ زیبا و منِ زشت» است. (کتاب ملت عشق – صفحه ۲۵۲)

کائنات وجودی واحد است. همه‌چیز و همه‌کس با نخی نامرئی به هم بسته‌اند. مبادا آه کسی را برآوری؛ مبادا دیگری را، به خصوص اگر از تو ضعیف‌تر باشد، بیازاری. فراموش نکن اندوه آدمی تنها در آن سوی دنیا ممکن است همه انسان‌ها را اندوهگین کند. و شادمانی یک نفر ممکن است همه را شادمان کند. (کتاب ملت عشق – صفحه ۳۱۰)

مرزهای عقل و منطق ممکن است کاملا قاطع باشد. ما در عشق همه مرزها و جدایی‌ها محو می‌شوند. (کتاب ملت عشق – صفحه ۳۳۷)

دنیا چاه پریشانی است در نبودِ شمس. (کتاب ملت عشق – صفحه ۴۲۹)

تسلیم شدن در برابر حق نه ضعف است نه انفعال. برعکس، چنین تسلیم شدنی قوی شدن است به حد اعلی. انسان تسلیم شده سرگردانی در میان موج‌ها و گرداب‌ها را رها می‌کند و در سرزمینی امن زندگی می‌کند. (کتاب ملت عشق – صفحه ۴۳۵)

اگر یکی را که دوستش داری از دست بدهی، بخشی از وجودت همراه با او از دست می‌رود. مانند خانه‌ای متروکه اسیر تنهایی‌ای تلخ می‌شود؛ ناقص می‌مانی. خلا محبوبِ از دست رفته را همچون رازی در درونت حفظ می‌کنی. چنان زخمی است که با گذشت زمان، هر قدر هم طولانی، باز تسکین نمی‌یابد. چنان زخمی است که حتی زمانی که خوب شود، باز خون‌چکان است. گمان می‌کنی دیگر هیچ‌گاه نخواهی خندید، سبک نخواهی شد. زندگی‌ات به کورمال‌کورمال رفتن در تاریکی شبیه می‌شود؛ بی‌آن‌که پیش رویت را ببینی، بی‌آن‌که جهت را بدانی، فقط زمان حال را نجات می‌دهی… شمع دلت خاموش شده، در شب ظلمات مانده‌ای. (کتاب ملت عشق – صفحه ۴۹۶)

عمری که بی عشق بگذرد، بیهوده گذشته است. نپرس که آیا باید در عشق الهی باشم یا عشق مجازی، عشق زمینی یا عشق آسمانی، یا عشق جسمانی؟ از تفاوت‌ها تفاوت می‌زاید. حال آنکه به هیچ متمم و صفتی نیاز ندارد عشق. خود به تنهایی دنیایی است عشق. یا درست در میانش هستی، در آتشش، یا بیرونش هستی، در حسرتش. (کتاب ملت عشق – صفحه ۵۰۸)

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

تفسیری اگزیستانسیالیستی از رمان «زن در ریگ روان» اثر «کوبو آبه»

بخش دوم 

نیروی حاکم نه تنها با گرفتن امید از مردم آنها را به لحاظ روحی استثمار می‌کند، بلکه از لحاظ جسمی نیز آنها را دستکاری می‌کند. برجسته کردن وجهه‌ی حیوانی نیکی و زن، تاکید بر گرفتن صفات انسانی از فرد تحت یک سیستم استبدادی دارد. این ایده در ادامه با این واقعیت تقویت می‌شود که ارجاع به شخصیت‌های این رمان با نام آنها صورت نمی‌گیرد، یا بهتر است بگویم آنها دیگر به نام شان تعلق ندارند. شخصیت اصلی تنها در آغاز با نام خود شناخته می‌شود، اما پس از اغفال شدن در شن صرفاً به عنوان «مرد» یاد می‌شود. از قضا نیکی و بقیه به ابزار کار تقلیل می‌یابند. وظیفه‌ی نجات دادن روستا، هویت آنها را به کیفیات جسمیِ محض محدود می‌کند، آنها وجود بی‌نام و لباس‌های یکسان دارند که هیچ خصلتی متمایزی از خود نشان نمی‌دهند.

از آنجا که اگزیستانسیالیسم فلسفه‌ای است با محوریت اصلی وجود انسان که شامل تمام جوانب وجودی نظیر ترس، ناامیدی، و به طور کلی مادیات و معنویات می‌شود، ناگزیر باید انتظار داشته باشیم که با انگیزه‌های طبیعی انسان، عمدتاً سکس نیز سروکار داشته باشد. سارتر اشتیاق به عشق سکسی را در انسان بیش از میل به آزادی جسمی می‌بیند. «نگرش سکسی به بقیه یک سلوک بنیادی در انسان است.» (سارتر، هستی و نیستی).

اشاراتی مکرر درباره‌ی تمایلات جنسی مرد و زن داستان، و مفاهیم مرتبط با آن در رمان وجود دارد. منتها هرجا که جذابیت جنسی روابط آنها را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد، زن کاملاً فیزیکی و عمدتاً عاری از شاعرانگی توصیف می‌شود. یا به عبارت دیگر وقتی کشش‌های غریزی ظاهر می‌شود، شخصیت‌ها در چارچوب گوشت و جسم تصویر می‌شوند. آنها مرد و زنی اند که هر کدام جداگانه به سرگذشت خود نگاه می‌کنند و در حین امتزاج گوشتی هیچکدام به آگاهی درونی از همدیگر نمی‌رسند. 

این با تعریف سارتر از تجربه‌ی سکسی مغایرت دارد، او در «هستی و نیستی» صحنه‌ی از دو نفر را توصیف می‌کند که در حال فیدبک دادن به یکدیگر، همزمان از بدن همدیگر نیز آگاه هستند. بدین شکل که مردی در یک بار زنی چند میز دورتر می‌بیند. در حقیقت او زند را در آیینه می‌بیند و او را بسیار جذاب می‌یابد. در همین حال زند نیز مرد در آیینه جذاب می‌یابد. هر کدام پی‌می‌برند که دیگری او را دنبال می‌کند و هر یک از این توجه خوشحال هستند. این باعث می‌شود هر یک از آنها از خود به عنوان هدف (اُبژه‌ی) تحسین و علاقه‌ی دیگری آگاه باشند. از آنجا که زن و مرد با آگاهی از این که ابژه‌ی تحسین و علاقه هستند، به شدت از تن‌مندی خودشان در کنار تن دیگری آگاه اند. سارتر این هوشیاری متقابل که فرد تحسین شده نیز تحسین می‌کند را به نام «تن‌مندیِ دوسویه‌ی مضاعف» یاد می‌کند. 

تجربه‌ی جنسی به مفهوم سارتری آن برای هر دو شخصیت به یک اندازه ناممکن است، زیرا آنها نمی‌توانند از نگاه برده‌گونه به همدیگر فرار کنند و این منجر به از دست رفتن آزادی هردو می‌شود. خلاصه کنم، چنین رابطه‌ای -چه به آن عشق گفته شود و چه آمیزش جنسی- محکوم به شکست است. تا آنجا که جنگ بین آزادی‌ها در جریان است، هر چه فرد در چنین شرایطی بیشتر گرفتار شود، به همان اندازه از خود واقعی و مستقل خود دورتر می‌شود.

پس برگردیم به تلاش برای حصول آزادی

نیکی برای گریز از حبس دست به کار می‌شود، او پس از سه ماه زندگیِ بی‌معنی و کار در گودال آزادی خود را به عنوان دستمزد ادعا می‌کند. اما با بی‌تفاوتی روستایی‌ها روبرو می‌شود. استیصال، سرخوردگی، ملالت و تکرار در زندگی غم‌انگیز است. اما غم‌انگیزتر از آن بی‌تفاوتی مردم نسبت به ‌آن است. هیچ‌کس سعی نمی‌کند برای این بی‌معنایی، معنای جدیدی ایجاد کند و حتی وقتی احتمال آزادی از طریق نردبان در بعضی خانه‌ها باقی مانده باشد، هیچ تلاشی صورت نمی‌گیرد. بیهودگی وجود، الگوهای تکراری زندگی روزمره و ناامیدی ذاتیِ که این پوچی ایجاد می‌کند، مانع اقدام فرد برای تغییر اوضاع می‌شود.

Publicerat i مقالات | Lämna en kommentar

دوره‌ی آموزشی داستان‌نویسی

دوره‌ی آموزشی داستان‌نویسی

هم‌زمان با شروع سال تحصیلی جدید در سویدن، انجمن صلصال نیز چندین کلاس و کارگاه آموزشی را طراحی کرده و در دست اجرا دارد. یکی از این دوره‌های آموزشی اختصاص به داستان‌نویسی دارد که بنا به درخواست تعدادی از دوست‌داران ادبیات فارسی، برگزار خواهد شد. علاقمندان به شرکت در این کلاس‌ها می‌توانند با رجوع به نشانی الکترونیکی درج شده در پوسترِ اطلاع‌رسانی، ثبت نام کنند.
با سپاس

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

Föreningen salsal erbjuder läxhjälp och samhällsorientering

Läxhjälp är gratis och öppen för alla i olika åldrar. Genom att delta på läxhjälpen får du hjälp i alla ämnen och du har större chans att få högre betyg i skolan.

کلاس های تقویتی زبان سویدنی، انگلیسی و مضامین دیگر از انجمن صلصال در شهر اوپسالا مجددا شروع می گردد
از آنجاییکه یادگیری زبان سویدنی برای عده ای سخت بنظر میرسد باید تمرین و تمرکز بیشتر در یادگیری بخرج دهند تا به زود ترین فرصت روی زبا مسلط گردد.
آنهایی که به گرامر و طرز تلفظ و هجا های زبان سویدنی مشکل دارند و همچنین میخواهند زبان را سریع تر یاد بگیرند این فرصت مهیا شده را از دست ندهند و همچنین در مضامین مختلف می توانید کمک دریافت کنید تا در کلاس های درسی خویش بهتر درخشیده و نمرات بهتر و عالی تر کسب نمایید
.موفقیت و بهروزی شما آرزوی ماست

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar

تفسیری اگزیستانسیالیستی از رمان «زن در ریگ روان» اثر «کوبو آبه»

بخش اول

در این رمان فریبنده و ساده «کوبو آبه» تصویری شوریده از مردی را می‌کشد که خود را در یک وضعیت غیر عادی می‌بیند، آن هم درست زمانی که در سفر ماجراجویانه برای یافتن حشرات در شنزار می‌آید. مرد (نیکی جومپی) آخرین اتوبوس برای برگشت به خانه را بعد از سفر یک روزه‌اش به شنزار از دست میدهد و چند روستایی به او لطف می‌کنند و او را برای یک شب در اقامتگاه نامتعارف زنی می‌برد که در قعر یک گودال شنی موقعیت دارد و تنها راه خروج از آن، طناب درازی است که به سطح می‌رسد. جومپی یک حشره‌شناس و معلم است، مردی است خردمند و اهل دانش، اما در مورد اقامتگاه جدیدش هیچ ایده‌ای ندارد. جایی که نظم و ترتیب امور پیچیده‌تر از تصور او است. مرد به زودی درمی‌یابد که سفر معصومانه‌ی وی در حوالی آن ده پیچ‌و‌تاپ‌های مضحک برخواهد داشت.

شیمای کلی داستان ممکن ساده و روشن باشد اما ظرافت‌های رمان هنوز هم نیاز به بزرگنمایی و نقادی دارد. این زیست محیط جدید او را وا میدارد که در مورد معنی زندگی، رابطه‌ها و ماهیت هستی انسان تعمق کند. «زن در ریگ روان» با تمرکز بیشتر بر تلاشهای وجودیِ پروتاگونیست اثر، برای ایجاد معنی برای هستی خود از خلال پوچیِ که او را در دام انداخته است و نیز چالش وجودی میان نفس فردی و جامعه و کشش‌های فطری او بررسی خواهد شد. این رمان بصیرت وجودی نسبت به مفهوم «کمیونیتی» و ارتباط انسان با کُدهای تحمیل‌شده‌ی اجتماعی و رفتار‌های فرضی را به نمایش می‌‌گذارد. این طور به نظر می‌رسد که کوبو آبه از قوانین اجتماعی و فرهنگی که سعی در مشروعیت بخشیدن به دیوارهای اطراف انسانها با اصرار بر خاصیت آداب و عادت دارند، متنفر است. روستای موجود در رمان سمبل جامعه‌ای با تمام روابط پیچیده‌ی آن است.

بعد از رسیدن و مستقر شدن در اقامتگاه جدیدش در شنزار، جومپی مجبور می‌شود علیه نظم و ترتیب خانه و وجود جدیدش هر دو بجنگد. او مردی است اهل نفس و زندگی که دوست دارد خواست‌ها و سرخوردگی‌های خود را فریاد بزند، اما با نُرم‌ها و قوانین خشک روستا بی‌جواب می‌ماند. در اینجا نیکی دهان سخنگوی نویسنده است که معتقد است سازمانها فرد را فلج می‌کند و مانع از رشد و شناخت شخصی وی می‌شوند. سارتر معتقد است که دین، جامعه، اخلاق، سیاست و فناوری تمایل دارند که انتخاب و مسٔولیت فردی را انکار می‌کند. نُرم‌های اجتماعی و کُدهای فرهنگی تلاش می‌کنند مسٔولیت فردی را با نیروهای انتزاعیِ خارج از کنترل انسان جایگزین کنند. سفری که قرار بود وسیله‌ی گریز نیکی از ملالت روزمره‌گی را فراهم کند، برعکس اسباب انقیادِ او می‌شود. به گفته‌ی اگزیستانسیالیست‌ها، این خوشبینیِ ساده‌لوحانه نتیجه‌ی جز احساس عمیقِ سرخوردگی در فرد به وجود نمی‌آورد. و این سرخوردگی محصول اعتماد به همه‌چیز به جز خودمان است.

Publicerat i مقالات | Lämna en kommentar

شانزدهیمن جلسه از سلسله نشست های تحلیل رمان ـ انجمن صلصال

.این نشست با حضور شخصیت های ادبی مقیم اوپسالا و استکهلم، با حضور دانشجویان برگزار می شود
.رمان زن در ریگ روان اثر كوبو آبه برای شانزدهمین نشست انتخاب گردیده است

قسمت هایی از متن کتاب زن در ریگ روان

نفهمیدم. اما گمانم زندگی چیزی نیست که آدم بتواند بفهمد. همه جور زندگی هست، و گاه طرف دیگر تپه سبز تر به نظر می رسد. چیزی که برایم مشکل تر از همه است، این است که نمی دانم اینجور زندگی به کجا می کشد اما ظاهرا آدم هرگز نمی فهمد، صرف نظر از اینکه چه جور زندگی کند. به هر حال چاره ای جز این احساس ندارم که بهتر است چیزهای بیشتری برای سرگرمی داشته باشم

گودال های برهنگی حالا در یک ردیف سمت چپ جاده بود. زنبیل‌کش‌ها جابه‌جا کوره‌ راه‌های چندشاخه ساخته بودند، و آن طرف‌تر کیسه‌ های شن نخ‌نما نشانه نزدیکی گودال‌ها بود. از دیدن این صحنه دلش به درد آمد. در بعضی جاها نردبان طنابی به دور کیسه‌ها نبود اما در بیشترشان بود. با خود گفت برده‌ها کم نیستند و دیگر تمایل به گریز را از دست داد. هیچ لزومی نداشت در فرار عجله به خرج دهد. در بلیت دوسره‌ای که حالا در دست داشت، مقصد و زمان سفر خالی گذاشته شده بود تا به دل‌خواهش پر کند. به علاوه پی برد دلش دارد می‌ترکد که با کسی از تله آب حرف بزند. اگر می‌خواست رازش را فاش کند، شنونده‌هایی بهتر از دهاتی‌ها پیدا نمی‌شد

عشق به زادوبوم و تعهد، فقط در صورتی معنا می دهد که آدم با دست کشیدن از آن، چیزی را از دست بدهد

اگرچه بسیاری از اتفاقات زندگی، خارج از حیطهٔ قدرت و خواستِ انسان رقم می‌خورند، اگرچه بسیاری از تلاش‌های انسان نافرجام‌اند، اما در نهایت این خودِ شخص است که تصمیم می‌گیرد چگونه زندگی کند

اگر معیاری برای عادی بودن نباشد، غیرعادی بودن معنایی ندارد

اگر زندگی فقط از چیزهای مهم ساخته شده باشد، به راستی خانه شیشه ایِ خطرناکی خواهد بود که کمتر می توان بی پروا دست به دستش کرد. اما زندگی روزمره دقیقاً شبیه این عنوان ها بود و بنابراین هرکس، با دانستن بی معنایی وجود، مرکز پرگارش را در خانه خود می گذارد

Tid: Fredag 2020-08-07 från kl.18:30 – 20:30

Plats: trädgårdsstaden (stadspark) Uppsala

.نوت: علاقمندان مطالعات ادبی و ادبیات داستانی می توانند آزادانه درین نشست ها شرکت کنند

Publicerat i اطلاعیه | Lämna en kommentar